حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

694

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

از جمله معاريف طب حنين بن اسحاق متوفى بسال 260 بود كه بگفته ابن خلكان " در صناعت طب سرآمد عصر خويش بود " و كتابهاى بسيار از يونانى به عربى آورده بود از جمله كتاب اقليدس كه بعدها ثابت بن قره آن را پيراست . اسحاق پسر حنين متوفى 298 نيز از معاريف طب بود و در ترجمه كتاب از يونانى و سريانى كوشش بسيار كرد . ابن نديم گويد : " عربى وى فصيح بود و در اين زمينه از پدر جلوتر رفته بود . " وى به خدمت خليفگان و بزرگان دولت بود و عاقبت بخاصان قاسم بن - عبيد الله وزير پيوست و نزد وى تقرب يافت و جز كتابها كه ترجمه كرده بود ، كتابى داشت در تاريخ طبيبان و يكى ديگر درباره داروهاى ساده ( مفرده ) . ابو سعيد قره متوفى بسال 331 نيز از اطباى آن عصر بود ، پسرش ابراهيم متوفى بسال 336 نيز بود كه چون قاهر ميخواست مسلمانش كند بگريخت و پس از آن برغبت مسلمان شد . درمانگاهها و بيمارستانهاى آنروزگار بروش درمانگاههاى سريانى بود كه سريانيان بدوران اول عباسى بر طب چيره بودند و مسلمانان ايجاد بيمارستان را از ايشان آموختند ، رئيس بيمارستان اگر سريانى بود " ساعور " نام داشت و اين كلمه سريانى بمعنى مراقب مريضان است و اگر مسلمان بود " رئيس طبيبان " عنوان داشت كه مراقبت طبيبان ميكرد و اجازه طبابت ميداد . در آن دوران طبيب را حكيم نيز گفتند كه طب از توابع فلسفه بود كه به عربى حكمت نام داشت و فيلسوف ، حكيم نيز بود ، طبيبان باختلاف رشته داروشناس يا كحال يا جراح يا شكسته‌بند بودند ، ابن قيم جوزيه درباره اقسام طبيبان گويد : طبيب آنست كه بگفتار و وصف چيزها بيمار را درمان كند و او داروشناس است يا بميل و او چشم‌پزشك است يا به قيچى و مرهم و او جراح است يا به تيغ و او ختنه‌گر است يا به نشتر و اورگزن است يا بشاخ و تيغ و او حجامتگر است يا بكشيدن و جا نهادن و بستن و او شكسته‌بند است يا به ابزار داغ